شيخ حسين انصاريان

394

اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)

پس هر دو به راه افتادند تا بر فاطمه وارد شدند در حالى كه آن حضرت در مصلايش مشغول عبادت بود و پشت سرش كاسه‌اى بزرگ قرار داشت كه از آن بخار برمىخاست . فاطمه عليها السلام آن كاسهء بزرگ پر از غذا را با خود آورد و پيش روى پيامبر صلى الله عليه و آله و على عليه السلام گذاشت ، على عليه السلام پرسيد : اين غذا از كجا براى تو فراهم آمده ؟ عرضه داشت از احسان و روزى خداى متعال : « . . . إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ » « 1 » . . . . يقيناً خدا هر كس را بخواهد ، رزق بىحساب مىدهد . پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله دست مباركش را ميان دو كتف على عليه السلام گذاشت سپس فرمود : يا على ! اين به جاى دينارت سپس بغض گلوى پيامبر صلى الله عليه و آله را گرفته ، گفت : خدا را سپاس كه نمردم تا آنچه را زكريا در مريم ديد من در دخترم ديدم « 2 » ! نهايت مهربانى و دگر دوستى در اين بخش به رفتار حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام در سه جنگ جمل و صفين و نهروان اشاره مىشود : جنگ جمل آن بزرگوار ، حد اعلاى توانش را به كار برد تا جنگى رخ ندهد و كشتارى به ميان نيايد . هنگامى كه به آن حضرت در مدينه خبر رسيد كه سران سپاه جمل مكه را به قصد بصره ترك گفته‌اند ، براى مذاكرات حضورى و گفتگو با

--> ( 1 ) - آل عمران ( 3 ) : 37 . ( 2 ) - المناقب : 2 / 76 ؛ بحار الأنوار : 41 / 30 ، باب 102 .